ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
792
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
پريشانى دولت خاندان هلاكو و تقسيم مملكت ميان اميران و فرمانروايى شيخ حسن در بغداد و استيلاى فرزندان او بر تبريز و بيان ملك و دولت ايشان و آغاز و انجام كارشان چون ابو سعيد بن خربنده پادشاه تاتار در سال 736 در بغداد هلاك شد و فرزندى بر جاى نگذاشت امراى مغول و وزير او خواجه غياث الدين پسر خواجه رشيد الدين ارپاخان [ 1 ] را به پادشاهى برداشتند ولى او پس از چندى خلع شد و موسى خان را كه از سوى مادر نسب به خاندان چنگيز مىرسانيد به پادشاهى نشاندند . زمام امور دولت او در دست امير شيخ حسن بزرگ ايلكانى [ 2 ] پسر امير حسين گوركان بود . او پسر عمهء سلطان ابو سعيد و دخترزادهء ارغون خان پسر اباقاخان بود . ابو سعيد او را در قلعهء كانج در بلاد روم جاى داده و بر او موكلان گماشته بود . چون ابو سعيد كشته شد از بند آزاد گرديد . چون از اوضاع بغداد آگاه شد به آنچه بود رضا نداد و به سوى بغداد در حركت آمد . على پادشاه [ 3 ] را كه امور دولت را در دست داشت بكشت و موسى خان را از پادشاهى عزل كرد محمد بن انبارجى [ 4 ] را كه صحت نسبش به هلاكو مورد تأييد بود به جاى او نشاند . شيخ حسن بر بغداد و تبريز مستولى شد . حسن بن دمرداش بن امير چوپان از مكان امارت خود و پدرش در بلاد روم لشكر بياورد و بر تبريز غلبه يافت و محمد بن انبارجى را بكشت . شيخ حسن به بغداد رفت و حسن بن دمرداش در تبريز ماند و خواهر سلطان ابو سعيد را كه ساتىبيك [ 5 ] نام داشت و زن سليمان خان از اسباط هلاكو بود به سلطنت برداشت و بر تبريز استيلا يافت . او را بدان سبب كه با شيخ حسن صاحب بغداد همنام بود و بسال از او كمتر بود شيخ حسن كوچك نام نهادند . و آن يك را شيخ حسن بزرگ . چون شيخ حسن كوچك استقرار يافت و خان نيز نزد او بود شيخ حسن بزرگ ناتوان شد و طوايف تركمان كه در حوالى موصل بودند بر بلاد جزيره غلبه يافتند . گويند كه او نزد الملك الناصر صاحب مصر كس فرستاد و ترغيبش كرد كه برود و بغداد را تصرف كند و به دو پيوندد و نزد او بماند و گفت پسر خود را نيز نزد ايشان به گروگان مىنهد ، ولى اين كار به سبب حوادثى كه پيش آمد صورت نپذيرفت . پس مملكت خاندان هلاكو پراكنده شد . شيخ حسن بزرگ در بغداد بود و شيخ حسن كوچك در تبريز و محمد بن مظفر در عراق عجم و فارس و ملك حسين در خراسان و بر بيشتر
--> [ ( 1 ) ] متن : اورخان . [ ( 2 ) ] متن : ملكان . [ ( 3 ) ] متن : على ماسا . [ ( 4 ) ] متن : عنبرجى . [ ( 5 ) ] متن : صالبيك .